أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
114
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
آن نروياند . خداوند خواهش فريدون بر آورد . آنگاه فريدون بيوراسب را به دنباوند آورد و او را در كوه دهكدهء آهنگران بندى كرد . و ارمائيل * 180 را بر او بگماشت . در پيش روى او ، بر خاليگاه قله ، صورت فريدون را نقش كرد و براى او طلسمى بكرد . در گرداگرد كوه ، دكانها ساخت و آهنگران را در آنها جاى داد ، تا پيوسته ، و يكى در جاى ديگرى ، پتكها بر سندانها بكوبند ، در شب و روز و زمستان و تابستان ، و هيچ درنگ نكنند . سپس فريدون به كشور خويش باز آمد و ارمائيل را به نگاه داشتن و خوراك دادن بيوراسب گمارد . ارمائيل هر روز دو كس مىكشت ، تا او از مغز آنان خوراك كند . ليكن از كشتن مردمان بسى نگران بود . تا آنكه براى رهايى مردم چارهاى انديشيد و آزاد كردن خلق را كارى با پاداش ديد . اين را به دهكدهاى مندان نام برفت و بر كوه شرقى آن كوشكى بساخت با بوستانها و سراهاى خوب و چشمهسارانى در ميان آن بوستانها روان . در آن سراها خانهاى بساخت از چوب ساج و آبنوس ، پر از نقش و نگار ، كه هيچ كس را در مشرق ، خانهاى بدان بلندى و شكوه و زيبائى نبود . اين بنا همى به پا بود تا كه مهدى ، فرزند مسمغان « 1 » را با زينهار از قلهء عيرين فرود آورد ، چون او را به رى آوردند ، مهدى به رى بود . فرمود تا گردنش بزدند . چون رشيد خليفگى يافت و به رى آمد ، خبر آن جا و آن بنا به او دادند . بدانجاى شد تا به آن كوشك رسيد و امر كرد تا بنا را خرد كنند و به مدينة السلام آرند . ارمائيل ، همينسان اسيران را رها همى كرد و در كوه غربى دهكدهء مندان جاى همى داد . او را بر همين گونه حال سى سال بشد . دهكدهء مندان بر دو كوه جاى داشت ، كه از ميان آنها رودخانهاى بس پر آب و گوارا مىگذشت ، كه زمستان و تابستان بريده نمىشد . و بر دو ساحل رود ، درختان ميوهدار بود و چشمهسارانى كه به رود مىريخت . ارمائيل گرفتارانى را كه آزاد مىكرد ، زمينى مىبخشيد و در كوه باخترى جايشان
--> ( 1 ) - متن ( ص 275 ) : « ابن المصمغان » كه تعريب مسمغان ( مه مغان ) است .